المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

514

مروج الذهب ( فارسى )

ذكر گفتار عرب درباره هاتف و جن مسعودى گويد : هاتف در ديار عرب فراوان بود و بيشتر پيش از تولد پيمبر صلى الله عليه و سلم و آغاز مبعث وى بود و معمولا هاتف بصداى مسموع سخن ميگفت و جسم آن نامرئى بود . مسعودى گويد : كسان درباره هاتف و جن اختلاف دارند گروهى از آنها گفته‌اند آنچه عربان در اين باب آورده و خبر داده‌اند در نتيجه تنهائى در بيابانها و دره‌ها و راه پيمائى در صحراها و بيابانهاى هول‌انگيز بنظرشان آمده است زيرا وقتى انسان در اين قبيل جاها تنها بود انديشه مىكند و چون انديشه كرد بترسد و بيمناك شود و چون بيمناك شد اوهام پوچ و خيالات موذى سودائى در او نفوذ كند و صداهائى به گوش او رساند و اشخاصى را به نظر او نمودار كند و چيزهاى محال در خاطرش اندازد چنان كه براى مردم وسواسى رخ دهد كه محور و اساس آن نادرستى تفكر و آشفتگى و خروج انديشه از روش درست و راه صحيح است زيرا كسى كه تنها به بيابانها و صحراها رود از تسلط اوهام نادرست كه در خاطرش نفوذ كرده بيمناك باشد و انتظار خطر برد و انديشه مرگ كند و چيزها كه از صداى هاتف و ظهور جن نقل مىكند در مخيله او نقش بندد . پيش از ظهور اسلام عربان ميگفتند كه بعضى جن‌ها به صورت يك نيمه انسان است و در سفر و تنهائى نمودار مىشود و آن را شق ميگفتند . از علقمه بن صفوان بن امية بن محرب كتانى جد مادرى مروان حكم نقل كرده‌اند كه وى شبى بطلب